سلام بچه ها.واقعا ۲سال خدمت مقدس تموم شد این تقدس همه چیزمو گرفت:شعرمو عشقمو کارمو و حالا با شما از نو شروع خواهم کرد
به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
تقدیم به بانوی آب وآیینه
خدا به قلب تو اعطا نمود کوثر را
فصل بعد٬لربک٬ هزار ٬والنحر را
که دوستان تورا اهل بیت می نامند
و ان شانئک دشمنان ابتر را
و سوره سوره غزل شد به آیه آیه ی بیت
که بوی یاس تو پرکرده بود دفتررا
علی چه کرد خدایاچه کردآن لحظه؟
که تیغ تشنه ی در ٬بر گرفت همسررا
شکست٬ بغض رسول و گرفت ٬دست زمان
از آستان پدر٬ خنده های دختر را
تورا شبیه خودت هیچ کس ندیده ولی
انا شهادت آن گیسوان اکبر را
بنا نهاده شد از ابتدای خلقت گل ٬
بپاشد عطر تو در یاس های پرپر را
و او که مهریه ات را خودش معین کرد٬
بدین سبب به تو بخشید...حوض کوثر را
++++++++++++++++++++++++++
لحظه ی رفتن تو وقت از تو کم شدن
می تونست این نباشه٬قصه ی غربت من
عشق تو توی دلم٬تازه لونه کرده بود
منو چشمای تو بود ٬که دیوونه کرده بود
توی شب خرمن تو٬منو آتیش میزنه
گل گندم تن تو هق هقش مال منه
یادته اون قدیما که با هم راهی شدیم؟
توی خیزابه ی عشق ٬ما دو تا ماهی شدیم؟
شب تلخ رفتنت٬توی گریه ی سکوت٬
مثه پروانه شدم٬توی تار عنکبوت
حالا دیگه دست تو دستای گذشته نیست
جای تو پر نمیشه اون که بر نگشته...نیست
عکس یادگاریمون٬رو کجا خاک بکنم؟
دستاتو از شونه هام با چی من پاک بکنم؟
چطوری فکر نکنم به نگاه روشنت؟
چطوری ساده کنم تو رو با نبودنت؟
....
دیگه عاشقی بسه٬دیگه رفته اون پری
دیگه زل نمیزنم٬به چشای..... دیگری
+++++++++++++++++++++++++
به هر دری زده ام تا ببینمت گاهی
طلب نمیکنی آقا خودت نمی خواهی
تو دور دوری از اینجا منم که سربازم
سه ۸رنگ طلایی زدم به این ماهــ
ــچه ام که وقتی تموم شد بیام به دیدنتون
اگه نبینمت آقا میرم تو گمراهی
اگر طلب بکنی آسمان و آب یکیست
چه فرق میکند این کفترست یا ماهی؟
تو ضامنی و تفنگم که بچه آهو نیست
گلنگدن سر جایش نمی رود گاهی
زدم به سیم میانبر که زودتر بپرم
شبیه پلک زدن در زمان کوتاهی
-------------------
بلیط رشت به مشهد تمام شد دیگر
طلب نمیکنی آقا خودت نمیخواهی....
++++++++++++++++++++++++===
از من نپرس اهل چه هستند مردمم
از من نپرس مرده پرستند مردمم
جانم به لب رسیده ٬به دور از جنابتان
گاهی چقدر ظالم و پستند مردمم
قبله کمی به راست!که از قبله حرف زد؟
مایل نباش این همه٬مستند مردمم
شاید نگو که مطمئنا اهل دوزخیم
از بندهای قید نرستند مردمم
آخر زمان شده و همه بی خیال هم
عجل فرج چه سود که سستند مردمم
شالی که بسته ای به کمر باز کن ٬نیا
اینجا کمر به قتل تو بستند مردمم
هرچند غیر ما همه جارا گرفته اند
اینجا هنوز مثل نخستند مردمم
۸۵ رفت و اینجا هنوز در٬
سال هزاروسیصدو شصتند مردمم
-------------------
مهدی پس از شهادتت افسوس می خوریم
گفتم نیا که مرده پرستند مردمم...
+++++++++++++++++++
برگشتنت زیباست سازش میکنم برگرد
این چندمین بار است خواهش میکنم ٬برگرد
بر گردنم تا شانه عمری است ٬چیزی نیست
برگردی آنرا نیز بالش میکنم٬برگرد
مردیکه تا دیروز پشتش گرم دستت بود٬
من با نسیمی نرم پرکش میکنم۲برگرد
هی آبرویم پیش مردم می رود٬هرگاه
با ابرهای رشت٬بارش می کنم ٬برگرد
یک کوه٬آتش میزند یا اینکه میریزد
هم سوختم هم حس ریزش میکنم٬برگرد
--------------
من چوب خطم پر شده با این حساب اما٬
این بار هم من از تو خواهش میکنم ...
برگرد...